پارسي نامه
مجله الکترونيکي اعضاي پارسي بلاگ
مطالب اين مجله توسط دبيران منتخب از بين وبلاگ نويسان پارسی بلاگ، برگزيده مي شود

  بي سر و ساماني
تا كه تو بي سر شدي، بي سر و سامان شدم/ بر سر ني رفتي و زار و پريشان شدم/ شهر به شهر آمدم در پي تو روز و شب/ گاه به بزم شراب، گاه به ويران شدم/ موي تو را چون نسيم داد تكان روي ني/ پاي ني از داغ تو يكسره طوفان شدم/ تا كه ز ابروي تو خون سرت مي چكيد/ ديده و دل خون شد و قطره ي باران شدم.
  بادبادک‌هاي سرگردان
دلتنگي‌هاي باد را نشنيده گرفتي! دلتنگي‌هاي پاييز را هم نشمرده بگير! نفس جوي در زلال آيينه ي خاطره ها جا مانده اما به طبيعت خود مي رود. نسيم، گندمزار پريشان خود را از دست داده دشت دلش خالي از پروانه‌هاي بهاري گشته. خوشه‌هاي طلايي به باور خود رسيدند و دل به داس سرنوشت دادند تا شايد لقمه‌اي از مهر شوند بر دل گرسنه‌اي به عشق.
  شاه کليد تدبير و اميد!
سرخه ايکاش نمي زاد حسن را يارب/اين همه يأس نفسگير و محن را يارب/چه کليديست که با حقه تدبير و اميد/هيچ قفلي نگشودند ازين تحفه کليد!/قفلها بسته ، بمانَد ، چه قدَر قفل جديد/بست بردست توانمند جوانان رشيد/همه آواره ي بازار پي صرف دلار/کار و توليد غمالوده و راکد بازار/مردمان درپي يک لقمه ي نان بهرعيال/يک فلانزاده به مليارد خورد بيت المال.
  خون و القلم
عاشقان را در عزايت پير کردي يا حسين/عشق را در کوي خود زنجير کردي يا حسين/بر سر ني با سر از تن جدا در راه شام/آيه آيه داغ را تفسير کردي يا حسين/کربلا تا شام را با آيه ي خون والقلم/بر تمام خفته گان تحرير کردي يا حسين/منبر و مسجد شده بوزينه بازار يزيد/خواب ختم المرسلين تعبير کردي يا حسين/در سپاه کوفه هم قاري قرآن کم نبود/جنگ را با لشگر تزوير کردي يا حسين.
  زندگي و جاودانگي...
علاقه به جاودانگي و اعتقاد به آن، به اين دليل است که سرنوشت کسي که مي­ ميرد به کيفيت اخلاقي زندگي او در مدت عمر بستگي دارد. تمام برنامه ­ريزي ها براي زندگي و سعادت انسان به دليل باور فناناپذيري نفس است. حقيقت زندگي، تنها در صورتي قابل درک است که دنياي فراتر از دنياي ما وجود داشته باشد.
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003